اسلام
اسلام
شهید مصطفی چمران
اسلام
شهید مصطفی چمران
1) مدیر دبستان با خودش فکر کرد و به این نتیجه رسید که حیف است مصطفی در آن جا بماند.
خواستش و بهش گفت برود البرز و با دکتر مجتهدی نامی که مدیر آن جاست صحبت کند. البرز
دبیرستان خوبی بود،ولی شهریه می گرفت.دکتر چند سؤال ازش پرسید . بعد یک ورقه داد که
مسئله حل کند. هنوز مصطفی جواب ها را کامل ننوشته بود که دکتر گفت: پسر جان تو قبولی .
شهریه هم لازم نیست بدهی .

2) تومار بزرگ درست کرد و بالایش درشت نوشت: صنعت نفت در سرتاسر کشور باید ملی
شود ، گذاشتش کنار مغازه ی بابا ، مردم می آمدند و امضا می کردند.

ادامه...
سربازان اسلام
سربازان اسلام
islam soldiers
.
.
.
سربازان اسلام
دریافت کد اسلامی