اوقات شرعی

   
   

فضائل امیرالمومنین علی(ع) از زبان عایشه

فضائل امیرالمومنین علی(ع) از زبان عایشه
در منابع اهل سنت چه فضائلی دربارۀ علی(علیه السلام) از زبان عایشه نقل شده است؟
به گواهی تاریخ، عایشه  میانه خوبی با حضرت علی(ع) نداشت و زخم کینه و دشمنی او با حضرت، در جنگ جمل سر باز کرد. اما مهم اینجاست که حتی عایشه نیز هرگز نتوانست فضائل و کمالات آن حضرت را کتمان کند و توصیفاتی مانند: عبادت بودن یاد علی، وارد بودن حدیث کساء و آیه تطهیر در حق علی و اهل بیتش، بر مدار حق بودن علی و محبوب ترین بودن علی و فاطمه نزد پیامبر و... را در حق آن حضرت بیان نمود.
عایشه دختر ابی بکر بن ابی قحافه، یکی از زنان پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) است که بر اساس تواریخ معتبر، میانۀ خوبی با علی(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) و فرزندان ارجمند آنان نداشت. و این بغض و خصومت او در جنگ جمل کاملا ظاهر شد. یعنی همان زمان که او به خود اجازه می داد، همه سفارشهایی را که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد لزوم پیروی و اطاعت از علی(علیه السلام) بیان فرموده است، نادیده بگیرد، و آشکارا در مقابل آن حضرت اقدام به مبارزه کند.
اما مطلب مهم این است که حقیقتا فضیلت و کمال بی منتهای علی علیه السلام و خاندان پاک آن حضرت به اندازه‏ ای درخشنده است که هیچ کس و هیچ چیز قادر به جلوگیری از پرتو افکنی آن نیست. به طوری که عایشه نیز با چنین طرز تفکری هرگز نتوانست فضائل و کمالات آن حضرت را کتمان کند. اکنون به‏ مواردی از گفتار وی دربارۀ فضائل امام علی(علیه السلام) اشاره می‏کنیم:
1_ «عن هشام بن عروة، عن ابیه، عن عائشة قالت: قال رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم): ذکر علی عبادة»(1)؛ (هشام بن عروه از پدرش، از عایشه روایت می‏کند که گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: یاد کردن علی عبادت است).
2_ «عن عائشة أنّ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) خرج و علیه مرط مرجل من شعر أسود، فجاء الحسن فأدخله، ثم جاء الحسین فأدخله، ثم فاطمة، ثم علی، ثم قال: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت» »(2)؛ (از عایشه روایت شده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بیرون آمد در حالی که عبای منقوش را که از موی سیاه بود، برتن خود داشت. پس حسن(علیه السلام) آمد و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) او را داخل آن ‏کساء کرد. سپس حسین(علیه السلام) آمد و آن حضرت او را نیز داخل کساء نمود، آنگاه فاطمه (علیها السلام) و بعد علی (علیه السلام) آمدند و داخل کساء شدند. سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) (این جملات قرآن کریم را بیان) فرمود: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت»؛ (خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.)
3_ «عن عائشة... قالت: رحم الله علیا لقد کان علی الحق... »(3)؛ (عایشه گفت: خدا علی را رحمت کند که حقیقتا بر حق بود...)
4_ «عن جمیع بن عمیر قال دخلت علی عائشة، فقلت لها: من کان احب الناس الی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، قالت: أما من الرجال فعلیٌّ، و أما من النساء ففاطمة»(4)؛ (جمیع بن عمیر گوید که بر عایشه وارد شدم، پس به او گفتم: محبوبترین مردم نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) چه کسی است؟ گفت: از مردان علی و از زنان فاطمه نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) محبوبترند).
5_«عن شریح بن هانی، عن ابیه، عن عائشة، قالت:ما خلق الله خلقا کان احب الی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) من علی»(5)؛ (شریح بن هانی از پدرش روایت می‏کند که عایشه گفت: خلق نکرد خداوند آفریده‏ای را که نزد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) محبوبتر از علی (علیه السلام) باشد).
6_ «عن عطاء، قال: سألت عائشة عن علی(علیه السلام)، فقالت: ذاک خیر البشر لا یشک فیه الا کافر»(6)؛ (عطا گفت از عایشه در مورد علی(علیه السلام) سؤال کردم، عایشه گفت: او بهترین انسان است، و در این مطلب شک و تردید نمی‏کند مگر کافر).
7_ «حدثنا جعفر بن برقان قال: بلغنی ان عائشة کانت تقول: زینوا مجالسکم بذکر علی (علیه السلام)»؛ (جعفر بن برقان روایت کرد که با خبر شدم که عایشه می‏گفت: مجالس و محافل خود را با یاد علی (علیه السلام) زیبایی ببخشید).
8_«عائشة رفعته: ان الله قد عهد إلی من خرج علی علیٍّ فهو کافر فی النار، قیل: لم خرجت علیه؟! قالت: أنا نسیت هذا الحدیث یوم الجمل حتی ذکرته بالبصرة و أنا استغفر الله»(7)؛ (عایشه به حدیث مرفوع (از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرد که:همانا خداوند مقرر نمود که هر کس بر علی، خروج کند، کافر و در آتش دوزخ است. (وقتی عایشه این حدیث را بیان کرد به او) گفته شد: چرا تو بر علی خروج کردی؟ عایشه گفت: من این حدیث را در جمل فراموش کرده بودم تا آنکه در بصره به یادم آمد و توبه کردم).
9_«عن عطاء بن ابی رباح، عن عائشة، قالت: علی بن ابی طالب اعلمکم بالسنة»(8)؛ (عطا پسر ابی رباح، از عایشه روایت کرد که گفت: عالمترین شما به سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، علی بن ابی طالب است).
10_«عن عطاء عن عائشة قالت: علی اعلم اصحاب محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)».(9) (از عطا روایت شد که عایشه گفت:داناترین اصحاب محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، علی(علیه السلام) است).
11_«عن عائشة، قالت: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)، و هو فی بیتها لما حضره الموت: ادعوا لی حبیبی‏[قالت‏] فدعوت له ابو بکر فنظر الیه ثم وضع رأسه ثم قال: ادعوا لی حبیبی، فدعوا له عمر، فلما نظر الیه وضع رأسه، ثم قال: ادعوا لی حبیبی، فقلت: ویلکم ادعوا له علی بن ابی طالب، فوالله ما یرید غیره‏[فدعوا علیا فأتاه‏] فلما أتاه أفرد الثوب الذی کان علیه ثم أدخله فیه فلم یزل یحتضنه حتی قبض و یده علیه»(10)؛ (از عایشه روایت است که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به هنگام رحلت و احتضار در خانه او بود و فرمود: حبیب مرا نزد من فرا خوانید پس ابو بکر را فرا خواندیم، حضرت نگاهی به او کرد و سپس سر خود را برگرداند آنگاه فرمود: حبیب مرا نزد من فراخوانید، پس عمر را فراخواندیم، وقتی حضرت به او نگاه کرد سر خود را برگرداند آنگاه فرمود: حبیب مرا نزد من فراخوانید، پس من گفتم: وای بر شما، علی بن ابی طالب را برای او فراخوانید، به خدا سوگند غیر از علی را اراده نفرموده است، پس علی را فراخواندند وقتی آن حضرت آمد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پارچه‏ای را که روی خود داشت، کنار زد و علی (علیه السلام) را داخل آن پارچه نمود، و او را از خود جدا نکرد تا رحلت نمود، در حالی که دست پیامبر بر بدن علی (علیه السلام) بود).
12_ «عن عائشة قالت: رأیت النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) التزم علّیاً و قبَّله و[هو] یقول: بابی الوحید الشهید، بأبی الوحید الشهید»(11)؛ (عایشه گوید که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدم ملتزم و همراه علی بود و او را بوسید و می‏فرمود: پدرم فدای شهید تنها، پدرم فدای شهید تنها). (12)
روایات زیادى در مورد فضائل امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در کتب معتبر اهل تسنن به نقل از عایشه موجود است که در ذیل به برخى از آن ها اشاره مى شود:
1.در التاريخ الكبير بخاري [به نقل از عایشه] آمده است: «أعلَمُ النّاسِ بِالسُّنّةِ عَلِىُّ بنُ أبى طالِب(علیه السلام)»؛ (آگاه ترینِ مردم به سنّت، على بن ابى طالب(علیه السلام) است).(13)
2. شواهد التنزيل از عايشه نقل مي كند كه: «عَلِىٌّ(علیه السلام) أعلَمُ أصحابِ مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله) بِما اُنزِلَ عَلى مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله)»؛ (عایشه: على(علیه السلام) آگاهترینِ یاران محمّد(صلى الله علیه وآله) است بر آنچه که بر محمّد(صلى الله علیه وآله)نازل شد).(14)
3. تاريخ دمشق از جميع بن عمير نقل می‌كند كه: «دَخَلتُ مَعَ اُمّى عَلى عائِشَةَ، فَسَمِعتُها تَسأَلُها مِن وَراءِ الحِجابِ عَن عَلِىٍّ(علیه السلام)، فَقالَت: تَسأَلینى عَن رَجُل ما أعلَمُ أحَداً کانَ أحَبَّ إلى رَسولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) مِنهُ ولا أحَبَّ إلَیهِ مِنِ امرَأَتِهِ؟!»؛ (جمیع بن عمیر: همراه مادرم به خانه عایشه رفتیم. از پشت پرده شنیدم که مادرم درباره على(علیه السلام) از وى مى پرسد. گفت: از من درباره کسى مى پرسى که من، کسى را که از او و زنش نزد پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) محبوب تر باشد، نمى شناسم؟!).(15)
4. تاریخ دمشق عن صدقة بن سعید عن جمیع بن عمیر : «إنّ اُمَّهُ و خالَتَهُ دَخَلَتا عَلى عائشة، فَقالتا: یا اُمَّ المؤمنینَ، أخبِرینا عَن عَلِىٍّ(علیه السلام).
قالت: أىَّ شىء تَسألنَ؟! عن رجل وَضَعَ یَدَهُ مِن رسول اللهِ(صلى الله علیه وآله) مَوضِعاً فَسالَت نَفسُهُ فى یده فَمَسَحَ بِها وَجهَهُ، واختلفوا فى دفنه، فقال: إنّ أحبَّ البِقاعِ إلَى اللّهِ مکانٌ قُبِضَ فیه نَبیُّهُ؟!
قالَتا: فَلِمَ خَرَجتِ عَلَیهَ؟
قالَت: أمرٌ قُضِىَ؛ لَوَدِدتُ أن أفدِیَهُ بِما عَلَى الأَرضِ!»؛ (صدقة بن سعید به نقل از عمیر: مادر و خاله عمیر وارد خانه عایشه شدند و گفتند: اى مادر! از علىّ(علیه السلام) به ما خبر بده ـ عایشه ـ گفت: از چه چیزى مى پرسید؟! از مردى که دستش را در جایى از بدن رسول خدا(صلى الله علیه وآله) گذاشت که جان پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) از دست او گذشت و آن را به صورتش کشید. در محلّ دفن پیامبر(صلى الله علیه وآله)، اختلاف کردند. فرمود: محبوب ترین مکان براى خدا، جایى است که در آن جا پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) قبض روح شده است.
گفتند: پس چرا بر وى (على(علیه السلام)) خروج کردى؟
گفت: حادثه اى بود که روى داد و من دوست داشتم همه آنچه را که روى زمین است، به عنوان تاوان آن کار، مى پرداختم!)(16)
5. نبیط بن شریط اشجعى مي گويد: هنگامى که على بن ابى طالب(علیه السلام) از جنگ با نهروانیان فارغ شد، ابو قتاده انصارى با شصت یا هفتاد نفر از انصار برگشتند. نخست به دیدار عایشه رفت.
ابو قتاده مى گوید: وارد خانه عایشه شدم، پرسید: چه خبر؟
به وى گفتم: هنگامى که حَکمیّتْ خواهان از لشکر امیر مؤمنان جدا شدند، با آنان روبه رو شدیم و آنان را کشتیم... .
عایشه گفت: آنچه که بین من و على(علیه السلام) اتّفاق افتاد، مانع از آن نمى شود که حقّ را بگویم. از پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) شنیدم که مى فرمود: «امّت من، دو گروه مى شوند و بین آن دو، گروهى (از دین) جدا مى شوند که سر هایشان را مى تراشند، سبیل هایشان را مى چینند، دامن هایشان تا نیمه ساقشان است، قرآن مى خوانند; امّا قرآن از گلویشان تجاوز نمى کند، محبوب ترین مرد امّت نزد من و خداى متعال، آنان را مى کشد».
گفتم: اى مادر مؤمنان! با این که موضوع را مى دانى، چرا آن کارها از تو سرزد؟
گفت: اى ابو قتاده! تقدیر الهى بود و سرنوشت، اسبابى دارد.(17)
6. مسروق مي گويد: عایشه وقتى که فهمید على(علیه السلام) ذو ثُدیَه را کشته است، به وى گفت: خدا عمرو بن عاص را لعنت کند! وى به من نوشت و خبر داد که ذو ثدیه را در اسکندریه کشته است. آنچه در دل دارم مانع از آن نمى شود که چیزى را که از پیامبر خدا شنیدم، بگویم. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «او را بهترینِ امّت من پس از من، خواهد کشت».(18)، (19)
       
پی نوشت:
       
(1). ابن مغازلی در حدیث 243 از مناقب،ص 206،ط.1 ـ ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج 2،ص 408،حدیث 914 شرح محمودی. ـ ابن کثیر در البدایة و النهایة،ج 7،ص 358،و متقی هندی در کنز العمال،ج 11،ص.601 ـ سیوطی در تاریخ الخلفاء،ص.172 ـ شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع المودة،باب مناقب السبعون،ص 281،حدیث 46 و نیز ص.312.
(2). زمخشری در تفسیر کشاف،ج 1،ص 369،ذیل آیه 61 از سوره آل عمران،فمن حاجک...،
 (3). ابن کثیر در البدایة و النهایة،ج 7،ص 305،حدیث.14.
(4). حاکم در المستدرک،ج 3،ص 154 و.157 ـ شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع المودة باب 55،ص 202 و 241. ـ ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج 2،ص 167،شرح محمودی. ـ ابن کثیر در البدایة و النهایة،ج 7،ص 355 و دیگران.
(5). ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج 2،ص 162،حدیث 648،شرح محمودی.
(6). ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق ،ج 2،ص 448،حدیث.972 ـ شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع المودة باب مودة،الثالثة،ص.293.
(7). شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع المودة،باب مودة الثالثة،ص.294.
(8). سیوطی در تاریخ الخلفاء،ص 171،و شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع المودة،فصل سوم ص 343،و ابن عبد البر در استیعاب،اواسط شرح حال علی علیه السلام ج 3،ص‏1104،روایت 1855 (به همین مضمون) و ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج 3،حدیث 1079،ص 48 (شرح محمودی) و بلاذری در حدیث 86 از شرح حال علی علیه السلام از انساب الاشراف،ج 2،ص 124 ط 1 بیروت و دیگران.
 (9). حسکانی در شواهد التنزیل جزء اول،ص 35،حدیث.40.
(10). ابن کثیر در البدایة و النهایة،ج 7،ص 360 (عن عبد الله بن عمر). ـ نیز ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج 3،ص 14،حدیث 1027 (شرح محمودی) عین روایت. ـ حاکم در المستدرک،ج 3،ص 138 و 139 (اشارتی به این موضوع). ـ ذهبی در میزان الاعتدال،ج 2،ص 482،در شماره.4530 ـ سیوطی در اللئالی المصنوعه،ج 1،ص 193،ط 1،و مناقب خوارزمی،ج 1،ص 38،فصل.4.
(11). هیثمی در مجمع الزوائد،ج 9،ص 138،و ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج 3،ص 285،حدیث 1376 (شرح محمودی). ـ و نیز قندوزی در ینابیع المودة،باب 59،ص 339 (...یقول:یا ابا الوحید الشهید،...). ـ متقی هندی در کنز العمال،ج 11،ص 617 (بیروت،چاپ پنجم) «یأتی الوحید الشهید».
(12). برگرفته از مقاله «محمد ابراهیم سراج».
(13). التاریخ الکبیر، ج 3، ص 228، الرقم 768؛ تاریخ دمشق، ج 42، ص 408؛ الاستیعاب، ج 3، ص 206، الرقم 1875؛ مناقب خوارزمى، ص 91، ح 84.
(14). شواهد التنزیل، ج 1، ص 47، ح 40.
(15). خصائص امیرالمؤمنین للنسائى، ص 211، ح 111 و 112؛ مناقب خوارزمى، ص 79، ح 63.
(16). تاریخ دمشق، ج 42، ص 394؛ مسند أبى یعلى، ج 4، ص 422، ح 4845.
(17). تاریخ بغداد، ج 1، ص 160.
(18). شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 268؛ و رجوع شود به مناقب ابن مغازلى، ص 56، ح 79 و کشف الغمّة، ج 1، ص 147 و شرح الأخبار، ج 1، ص 142، ح 74.
(19). گردآوری از کتاب: دانش نامه امیرالمومنین(ع)، محمد محمدی ری شهری، ناشر: دارالحدیث، چاپ اول، ج8، ص 462.
سایت جامع سربازان اسلام

امیرالمومنین علی(ع)

عایشه،عائشه،فضایل امیرالمومنین،فضایل امام علی،امام علی از زبان عایشه،امیرالمومنین از زبان عایشه،فضایل امام علی در بیان عایشه،فضایل امیرالمومنین در بیان عایشه

نظرات خود را توسط این فرم برای ما ارسال نمایید

مطالب مرتبط به امیرالمومنین علی(ع)

   
   

مطالب دیگر سایت جامع سربازان اسلام