اوقات شرعی

   
   

فضائل امیرالمومنین علی(ع) در گذر تاریخ

فضائل امیرالمومنین علی(ع) در گذر تاریخ
تاریخ چه ویژگى هاى برجسته اى براى حضرت على(علیه السلام) بر شمرده است ؟
تاریخ گواه این است که امام علی(ع) بزرگ اصحاب از لحاظ علم بود، چرا که او در شهر علم پیامبر(ص) بود. او شجاع ترین و نیرومندترین اصحاب بود و درِ قلعه خیبر یکی از نشانه های شجاعت و نیرومندی ایشان است. پیامبر(ص)، على(ع) را در هر مناسبتى وصف و مدح کرده و خصوصیات و ویژگى هایش را بر مى شمرد. پیامبر(ص) هرگز در تمام دوران زندگیش کسى را بر على(ع) ریاست و فرماندهى نبخشید على رغم فرماندهى دادن به برخى از اصحاب بر برخى دیگر. 
تاریخ گواه این است که بزرگان اصحاب در آنچه بر آنان دشوار مى آمد، رو به سوى حضرت على(علیه السلام)مى آوردند و از او استمداد مى جستند، و تنها عمر بن خطاب در بیش از هفتاد مورد گفت: «لولا على لهلک عمر»(1)؛ (اگر على(علیه السلام) نبود، قطعاً عمر به هلاکت مى رسید)، در حالى که او هرگز از هیچ یک از آنها سؤالى نکرد و مطلبى نپرسید.
تاریخ شاهد این است که على بن ابى طالب(علیه السلام) شجاع ترین و نیرومندترین اصحاب بود و اگر بسیارى از قهرمانان از اصحاب در مواقع کارزار پا به فرار گذاشتند، او در تمام مواقع ثابت و پابرجا ماند، و او را بس است مدال افتخارى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) به او عطا کرد، آنگاه که فرمود: «فردا پرچم را به دست مردى مى دهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست مى دارند، مردى شجاع و حمله ور که هرگز فرار نمى کند و خداوند قلبش را براى ایمان آزموده است» که ناگهان گردنهاى اصحاب کشیده شد ولى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پرچم را به دست پر اقتدار على(علیه السلام) سپرد.(2)
و بى گمان خداوند على(علیه السلام) را نسبت به تمام اصحاب، افزونى در علم و دانش بخشیده که به حق درِ شهر علم پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تنها پایگاه اصحاب پس از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بود، و هرگاه اصحاب در حلّ مسئله اى دچار مشکل مى شدند، ندا مى دادند که: «هیچ مشکلى نیست جز این که مشکل گشایش على است».(3)
پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز فرمود: «على باب مدینة علمى و أبو ولدى»(4)؛ (على درِ شهر علم من و پدر فرزندان من است).
و بى شک خداوند به او توانائى جسمى بیشترى داد، و در طى نسلها شجاعت و توانائیش ضرب المثل شده تا آنجا که تاریخ نویسان داستان هائى در شجاعت و پهلوانیش نقل مى کنند که به معجزه نزدیک تر است. مانند: کندن در خیبرى که بیست مرد نیرومند از اصحاب از کندنش ناتوان ماندند و کندن بت بزرگ «هبل» از پشت بام کعبه، و گرداندن سنگ بزرگى که تمام سپاهیان از حرکت دادنش عاجز ماندند(5)، و روایتهاى دیگرى که در این زمینه بسیار است.
و همانا پیامبر(صلى الله علیه وآله) پسر عمویش على(علیه السلام) را در هر مناسبتى، وصف و مدح کرده و خصوصیات و ویژگى هایش را بر مى شمرد. گاهى مى فرمود: «این برادر من، وصى من، و جانشین من پس از من است؛ پس او را اطاعت کرده و گوش به سخنانش فرا دهید».(6)
و گاهى مى فرمود: «أنت منى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبى بعدى»(7)؛ (نسبت تو به من مانند هارون است به موسى، جز اینکه پس از من پیامبرى نیست).
و در جاى دیگر فرمود: «هر که مى خواهد چون من زندگى کند و مانند من بمیرد و در همان بهشت جاودانى که خدایم وعده فرموده، سکونت گزیند، پس ولایت على بن ابى طالب(علیه السلام) را داشته باشد؛ چراکه او هرگز شما را از هدایت خارج نسازد و بسوى گمراهى رهنمون نگردد».(8)
و همچنین فرمود: «حب على ایمان و بغضه نفاق»(9)؛ (دوستى على(علیه السلام) ایمان است و دشمنى اش نفاق).
و فرمود: «علىٌّ منّى و أنا من علىّ»(10)؛ (على از من است و من از على هستم).
ونیز گفت: «علىٌّ ولىّ کل مؤمن بعدى»(11)؛ (على، ولىّ هر مؤمنى پس از من است).
و همچنین فرمود: «على سید المسلمین و امام المتقین وقائد الغرّ المحجلین»(12)؛ (على سرور مسلمانان و پیشواى تقواپیشگان و رهبر نورانى صورتان است).
کسى که سیره پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را دنبال مى کند، مشاهده مى کند که حضرت به سخنان و احادیث اکتفا نکرده، بلکه در عمل نیز، این سخنان را به اثبات رسانده است، مثلاً هرگز در تمام دوران زندگیش، کسى را بر على ریاست و فرماندهى نبخشید على رغم فرماندهى دادن به برخى از اصحاب بر برخى دیگر، مانند: ریاست دادن عمرو عاص بر ابوبکر و عمر در غزوه ذات السلاسل.(13) و ریاست دادن یک نوجوان که همان اسامة بن زید باشد بر تمام آنان، پیش از رحلتش، و اما على بن ابى طالب(علیه السلام) در هیچ اعزامى نبود جز اینکه او امیر و فرمانده بود، تا آنجا که یک بار حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) دو گروه را اعزام کرد، على(علیه السلام) را امیر یک گروه و خالد بن ولید را ریاست گروه دیگر داد و فرمود: اگر دو سپاه متفرق شدید، هر یک بر سپاهیان خود فرماندهى کند ولى اگر یکجا جمع شدید، على(علیه السلام) فرمانده کل سپاهیان باشد.(14)

پی نوشت:
(1). مناقب خوارزمى، ص 39؛ استیعاب، ج 3، ص 1103؛ تذکره سبط، ص 147؛ فیض الغدیر، ج 4، ص 357.
(2). صحیح بخارى، ج 4، ص 5 و 12؛ صحیح مسلم، ج 4، ص 1872.
(3). مناقب خوارزمى، ص 51؛ تذکره سبط ابن الجوزى، ص 148؛ ابن المغازلى، ص 79.
(4). مستدرک حاکم، ج 3، ص 126.
(5). شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید (مقدمه).
(6). تاریخ طبرى، ج 2، ص 321؛ تاریخ ابن اثیر، ج 2، ص 63.
(7). صحیح مسلم، ج 4، ص 1870.
(8). مستدرک حاکم، ج 3، ص 128 و ج 5، ص 24.
(9). صحیح مسلم، ج 1، ص 86؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 126.
(10). صیح بخارى، ج 5، ص 22؛ مسند احمد، ج 4، ص 164؛ مستدرک حاکم، ج 3: ص 111.
(11). مسند احمد، ج 5، ص 25؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 111.
(12). منتخب کنزالعمال، ج 5، ص 34؛ مطالب السؤال، ج 2، ص 44.
(13). سیره حلبیه، غزوه ذات السلاسل (حاشیه)، ص 231.
(14). گردآوری از کتاب: همراه با راستگویان،دکتر سید محمد تیجانی تونسی، ترجمه: سید محمد جواد مهری، بنیاد معارف اسلامی،چاپ سیزدهم، ص 171.
سایت جامع سربازان اسلام

امیرالمومنین علی(ع)

گذر تاریخ،امیرالمومنین در تاریخ،امام علی در تاریخ،امیرالمومنین در گذر تاریخ،امام علی در گذر تاریخ

نظرات خود را توسط این فرم برای ما ارسال نمایید

مطالب مرتبط به امیرالمومنین علی(ع)

   
   

مطالب دیگر سایت جامع سربازان اسلام