چهره اميرالمومنين علي (ع) در آينه جنگ احد

اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

چهره اميرالمومنين على (ع ) در آينه جنگ اُحُد

پس از جنگ بدر، جنگ اُحُد (در نيمه شوّال سال سوّم هجرت ) در كنار كوه احد (يك فرسخى

مـديـنـه ) واقـع شـد، عـلى (عـليـه السـلام ) در ايـن جـنـگ پـرچـمـدار رسـول خـدا (صـلّى اللّه

عـليـه و آله و سـلّم ) بـود، هـمـانـگـونـه كـه در جنگ بدر، پرچم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و

سلّم ) در دست على (عليه السلام ) بود.

در جـنـگ اُحد ((لواء)) (يعنى پرچم كوچكتر از پرچم جنگ ) نيز (پس  از شهادت مصعب ) به دست

على (عليه السلام ) داده شد، بنابراين ، على (عليه السلام ) در اين جنگ هم پرچمدار بيرق جنگ

بود و هم پرچم كوچك (راهنما) در دستش بود.

در ايـن جنگ (در بخش آخر) همه مسلمين ، پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را در صحنه

تـنـهـا گـذاشـتـند و فرار كردند جز على (عليه السلام ) كه تنها با پيامبر (صلّى اللّه عـليـه و آله و

سـلّم ) در مـيـدان مـانـد، سـپـس گـروه انـدكـى از فـراريـان نـزد رسـول خـدا (صلّى اللّه عليه و آله

و سلّم ) بازگشتند، نخستين نفر از مراجعين ، عاصم بن ثـابت ، ابودُجانه و سهل بن حنيف بودند. و

بعد طلحه به آنان پيوست . راوى حديث (زيد بن وهب ) مى گويد: به عبداللّه مسعود گفتم : در اين

وقت ابوبكر و عمر كجا بودند؟ گفت از ((فراريان بودند)) گفتم : عثمان كجا بود؟

گـفـت :((او رفـت و بـعـد از سـه روز بـازگـشـت ، رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به او

فرمود:

((لَقَدْ ذَهَبْتَ فِيها عَريضَةً؛ مسافت دور و درازى رفتى )).

ولى عـلى (عـليـه السـلام ) هـمـچـنان ثابت قدم در ميدان ماند، فرشتگان از ثابت قدمى او تعجّب

كردند و جبرئيل در آن روز به سوى آسمان بالا مى رفت و مى گفت :

((لا سـَيـْفَ اِلاّ ذُوالْفـِقـارِ، وَلا فـَتـى اِلاّ عـَلىُّ؛ شـمـشـيـرى (كـه حـقّ شـمـشـير را ادا كند)

جزذوالفقار (شمشير على (عليه السلام ) ) نيست . و جوانى (كه زيبنده جوانى باشد) جز على (

عليه السلام ) نيست )).

امير مؤ منان على (عليه السلام ) در اين جنگ ، بسيارى از مشركان را كشت و پيروزى در اين

جـنـگ ، بـه دسـت على (عليه السلام ) انجام گرفت ، چنانكه در جنگ بدر نيز پيروزى به دسـت او

بود. و در ميان اصحاب ، تنها على (عليه السلام ) بود كه در اين جنگ به خوبى از امـتـحـان الهـى

قـبول شد و به نيكى ، صبر و استقامت نمود، در آن هنگامه اى كه قدمهاى ديـگـران لغـزيـد و

لرزيـد، على (عليه السلام ) با شمشيرش سران شرك و گمراهى را كـشت . و نقاب اندوه را از

چهره پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) برافكند و در اينجا بـود كـه جـبـرئيـل در مـيـان

فـرشـتـگـان زمـيـن و آسـمـان ، از فـضايل على (عليه السلام ) سخن گفت و تقرّب تنگاتنگ على

(عليه السلام ) در پيشگاه پـيـامـبـرِ راهنما (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آشكار گشت ، تقرّبى

كه (تا آن وقت ) از نظر عامّه مردم پوشيده بود.

كشته شدگان دشمن به دست علي (ع) در جنگ احد

مـحـمـد بن اسحاق روايت كرده است كه : در جنگ اُحد، پرچمدار سپاه دشمن ، شخصى به نام

((طـلحـة بن ابى طلحه )) از خاندان ((عبدالدّار)) بود على (عليه السلام ) او را كشت ، سپس

پسر او ((ابا سعيد بن طلحه )) را (كه پرچمدار دوّم شده بود) كشت ، سپس برادر طلحه را كـه

((كـلده )) نـام داشـت كـشـت و بـعـد از او ((عبداللّه بن حميد)) به ميدان آمد، (على ( عليه

السـلام ) )او را نـيـز كـشـت ، سـپـس ((حـكـم بن اَخنس )) به ميدان آمد و به دست على ( عليه

السلام ) كشته شد.

بـعد از او ((وليد بن ابى حُذيفه )) و سپس برادر او ((اُمية بن ابى حذيفه )) و ((اَرْطاة بن شرحبيل

)) و ((هشام بن اميه )) و ((عمرو بن عبداللّه و بشر بن مالك و صَوْاءب (غلام خاندان عبدالدّار)))

يكى پس از ديگرى به دست با كفايت على (عليه السلام ) به هلاكت رسيدند. و فـتـح و پـيـروزى

بـه دست على (عليه السلام ) انجام گرفت و مسلمين (فرارى ) پس از گـريـز، نزد پيامبر( صلّى اللّه

عليه و آله و سلّم ) بازگشتند و به دفاع از آن حضرت پـرداخـتـنـد و سـرزنـش خـداونـد همه آنان را ـ

به خاطر فرارشان ـ فرا گرفت ، جز على (عليه السلام ) كه از اين بحران خطير سرافراز بيرون آمد.

جهاد و جنگ هاي اميرالمومنين علي عليه السلام

کلمات کليدي : جنگ احد،احد،جنگ در اسلام،اسلام و جنگ،جنگ اسلامي،جنگ هاي مسلمانان،جنگ اسلام و کفر،جنگ جنگ تا پيروزي،جنگ هاي صدر اسلام،در جنگ احد چه گذشت،در جنگ احد چه گذشت؟،شهداي احد،حمزه،حضرت حمزه،حمزه سيد الشهدا،سيد الشهدا