زلزله،نجات از زلزله،امام و زلزله،امام و نجات از زلزله،پناه از زلزله،اهواز و زلزله،زلزله اهواز،امام هادی،رهبری امام هادی،امامت امام هادی،شیوه رهبری،شیوه رهبری امام هادی،امامت کردن امام هادی

امام هادی(ع) و نجات اهواز از زلزله

اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

چگونگی نجات اهواز از زلزله با توصیه امام هادی(ع)


علی بن مهزیار اهوازی به امام نامه نوشت و در آن، دعای حضرت را برای رفع زلزله از شهرستان

اهواز خواستار شد. وی در آن نامه از حضرت پرسید: «آیا با این همه زلزله و آثار زیانبار آن، که در

اهواز رخ می دهد، به نظر شما ما از اینجا به جای دیگری کوچ کنیم تا از آثار ویرانگر آن در امان

بمانیم؟!»


«ای علی بن مهزیار! از خداوند متعال می خواهم که تو را از پیش رو و پشت سر و در همه احوال،

حفظ کند. خوشحال باش که من امیدوارم خداوند، بلایا را از تو برطرف کند... در پناه قدرت او به

سلامت باشی!»


آشنایی اجمالی


ابوالحسن علی بن مهزیار اهوازی دورقی، فقیه، محدث و از رهبران اندیشمند و سرشناس شیعه

در اوایل قرن سوم است که نزد امامان بزرگوار از جایگاه والایی برخوردار بود. علی بن مهزیار از

یاران نزدیک امام هادی علیه السلام و وکیل آن گرامی در برخی نواحی بوده است. او همچنین به

افتخار همنشینی با امام رضا علیه السلام و وکالت امام جواد علیه السلام نائل آمده بود.


شیخ طوسی رحمه الله می نویسد: «علی بن مهزیار اهوازی از اصحاب مورد اعتماد حضرت هادی

علیه السلام است.» محدث قمی نیز درباره عظمت این شخصیت فرزانه می گوید: «ابو الحسن،

علی بن مهزیار اهوازی دورقی، جلالت و عظمت قدرش، زیاده از آن است که ذکر شود. از توقیعات

شریفه حضرت جواد علیه السلام به او معلوم می شود چه اندازه این معظم، جلیل الشأن بوده

است؛ در یکی از این توقیعات است که مرا مسرور کردی به آنچه ذکر کردی و همیشه مرا مسرور

می داری. خداوند تو را با بهشت مسرور سازد و از تو به سبب رضای من راضی شود.»


پدر او مسیحی و اهل هند بود که به دین اسلام مشرف شد و بعدا در یکی از روستاهای اهواز

سکنی گزید. علی بن مهزیار نیز همراه پدرش، در همان دوران نوجوانی به دین مقدس اسلام

گروید و دلش با نور اهل بیت علیهم السلام منور شد.


اوّل، حسن بن سعید اهوازی او را به محضر امام هشتم معرفی کرد و از محضر ایشان بهره ها برد.

پس از آن بزرگوار نیز در ردیف یاران خاص امام جواد علیه السلام قرار گرفت و بعد از شهادت

پیشوای نهم، با تلاشهای فراوان به خوشه چینی در مکتب امام هادی علیه السلام پرداخت و به

عنوان راوی مورد اعتماد و وکیل تام الاختیار حضرتش عمل می کرد.


علی بن مهزیار، نزد اهل بیت علیهم السلام به چنان مقامی رسید که امام جواد علیه السلام وی

را این گونه ستود: «لَسْتَ تَدْرِی کَیْفَ جَعَلَکَ اللّهُ عِنْدِی؛ [علی!] تو نمی دانی خداوند برای تو نزد

من چه مقامی قرار داده است! و آنگاه در ادامه می فرماید: «من گاهی اوقات با نام و نسب خودت

دعایت می کنم. من به تو علاقه و محبت زیادی دارم. جایگاه تو را می شناسم. خداوند، بهتر از این

موقعیت برایت روزی کند و به سبب رضایت من، از تو راضی باشد، تو را به خواسته ها و آرزوهایت

برساند و در فردوس اعلی به سبب رحمت و مغفرتش به تو منزل عطا کند که او شنوای دعاست.

خدا تو را حفظ و پاسداری کند و بدیها را در پرتو رحمتش از تو دور بدارد.»


بهر مهر تو به فردوس، براتم دادندوز جهنم به ولای تو نجاتم دادند


سرخوش از دوستی آل پیمبر گشتمباده از جام تجلی صفاتم دادند


بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردندیعنی از نور ولاشان لمعاتم دادند


من همان روز ز اسلام شدم برخوردارکه به دل، نور ولای حضراتم دادند


گر شدم عالم و عارف به ولاشان، چه عجبمستحق بودم و اینها به زکاتم دادند


در محضر امام هادی علیه السلام


همچنان که اشاره شد، او علاوه بر ارتباط نزدیک با امام هشتم و نهم علیهماالسلام با پیشوای

دهم نیز رابطه نزدیکی داشت. در این باره چند روایت را با هم می خوانیم:


امام هادی علیه السلام طی نامه ای که به علی بن مهزیار ارسال کرده، زحمات و اشتیاق بی

پایان علی را به آن حضرت، این گونه ارج می نهد:


«اَسْاَلُ اللّهَ اَنْ یَحْفَظَکَ مِنْ بَیْنِ یَدَیْکَ وَمِنْ خَلْفِکَ وَفِی کُلِّ حَالاتِکَ فَاَبْشِرْ فَاِنِّی اَرْجُو اَنْ یَدْفَعَ اللّهُ

عَنْکَ وَاللّهَ اَسْاَلُ اَنْ یَجْعَلَ لَکَ الْخِیَرَةَ فِیما عَزَمَ لَکَ مِنَ الشُخُوصِ فِی یَوْمِ الاَْحَدِ وَاَخِّرْ ذَلِکَ اِلی یَوْمِ

الاِْثْنَیْنِ اِنْ شاءَ اللّهُ صَحِبَکَ اللّهُ فِی سَفَرِکَ وَخَلَّفَکَ فِی اَهْلِکَ وَاَدَّی عَنْکَ وَسَلِمْتَ بِقُدْرَتِهِ؛] ای

علی بن مهزیار!] از خداوند متعال می خواهم که تو را از پیش رو و پشت سر و در همه احوال حفظ

کند. خوشحال باش که من امیدوارم خداوند [بلایا را] از تو برطرف کند و از خدا می خواهم سفری

را که روز یکشنبه قصد داری، برایت خیر دهد. سفرت را به خواست خدا تا روز یکشنبه تأخیر

بینداز. خدا در سفر همراهت، و در میان خانواده، جانشینت، و در غیاب تو انجام دهنده کارهایت

باشد و در پناه قدرت او به سلامت باشی!»


علی بن مهزیار گفته است که خدمت حضرت هادی علیه السلام رسیدم. پیش از اینکه سخنی

گویم، آن جناب به فارسی با من صحبت کرد.


او در روایت دیگری می گوید: «غلامم را که از اهالی قسطنطنیه بود خدمت حضرت هادی علیه

السلام فرستادم. غلام با تعجب برگشت و همچنان متحیر بود. گفتم: «پسرم چه شده است!»

گفت: «من از این در شگفتم که امام با من به زبان رومی صحبت می کرد؛ مثل اینکه یک فرد

رومی است.» فکر می کنم: هدف حضرت این بود که غلامان دیگر، منظور امام را متوجه نشوند.»


ابراهیم بن مهزیار برادر علی بن مهزیار نقل می کند که زمانی حضرت هادی علیه السلام از برادرم

علی بن مهزیار خواست که برایش ساعتی بسازد. ساعت در سال 228 قمری، آماده شد و برای

تحویل به سوی آن حضرت حرکت کردیم. همین که به منطقه «سیاله» رسیدیم، علی بن مهزیار،

طی نامه ای، برنامه سفر را به ایشان اطلاع داد. در ضمن، اجازه شرفیابی خواست و تقاضا کرد

چه وقت مناسب است تا به خدمت شما برسیم و برای من نیز اجازه خواست.


آن حضرت علیه السلام در جواب، اجازه شرفیابی داده و بعد از ظهر را تعیین کرده بود. همه به راه

افتادیم. روز بسیار گرمی بود. غلام علی بن مهزیار به نام «مسرور» نیز همراه ما بود. همین که به

منطقه سکونت امام، نزدیک شدیم. دیدم بلال، غلام امام ایستاده و منتظر ما است. گفت: «وارد

شوید.» ما داخل یکی از اتاقها شدیم. بی اندازه تشنه بودیم. مختصری که نشستیم، یکی از

خدمتکاران آمد و با خود کوزه ای آب خنک آورد. آن آب را نوشیدیم. بعد امام، علی بن مهزیار را

خواست. علی تا بعد از عصر، خدمت امام بود. بعد مرا خواست. رفتم و سلام کردم و درخواست

کردم که دست مبارک حضرتش را ببوسم و بوسیدم. پس از اندکی که در محضر امام علیه السلام

نشستم، خواستم از محضرش مرخص شوم.


همین که از جا حرکت کردم و از خانه خارج شدم، مرا صدا زد و فرمود: «ابراهیم!» عرض کردم:

«بله، آقای من.» فرمود: «نرو.» همان جا ایستادم. مسرور غلام، نیز حضور داشت.


آن گاه دستور داد ساعت را به کار اندازند. بعد خود امام خارج شد، برایش صندلی قرار دادند و روی

آن نشست. برای علی بن مهزیار نیز یک صندلی طرف چپ امام گذاشتند. من هم کنار ساعت

ایستاده بودم. ساعت، یک ریگ انداخت. مسرور گفت: «ساعت هشت است.» آن حضرت فرمود:

«منظورش از هشت، همان ثمانیه در عربی است؟» عرض کردیم: «بله.» و...


مقام علمی


علی بن مهزیار مفسر کلام خدا، مجتهد متعبد، محدث سرشناس، عالمی نستوه و روایتگری

سختکوش بود که رتبه بلند او در میان نخبگان مذهب امامیه، زبانزد فقها و علمای بزرگ است.

روایتهای فراوان او همواره مورد توجه فقیهان، محدثان و مفسران است و محققان علوم دینی،

هرگز از روایاتش بی نیاز نیستند؛ زیرا از وی بیش از 437 مورد روایت در موضوعات مهم اسلامی و

مورد نیاز جامعه، در کتب اربعه دیده می شود.


ابن شهرآشوب از نظریه پردازان علم رجال می گوید: «علی بن مهزیار اهوازی از دانشمندان مورد

وثوق ماست که 33 کتاب از خود به یادگار گذاشته است. کتابهای حروف القرآن، الانبیاء، الخصال،

البشارات، الوضوء، الصلاة، الحج، المثالب، وفاة ابی ذر رحمه الله ، حدیث الاشعریه، از جمله

آنهاست.»


او تفسیر مستقل هم دارد که به تفسیر ابن مهزیار موسوم است. علی بن مهزیار مفسر کلام خدا،

مجتهد متعبد، محدث سرشناس، عالمی نستوه و روایتگری سختکوش بود که رتبه بلند او در میان

نخبگان مذهب امامیه، زبانزد فقها و علمای بزرگ است


گفته اند کتابهای وی از اصول چهارگانه شیعه به شمار می روند. علی بن مهزیار در زمان حضرت

هادی یا امام حسن عسکری علیهماالسلام از دنیا رفته است.


در عرصه فقه


شخصیت نگاران، علی بن مهزیار را یکی از استوانه های فقه شیعه قلمداد کرده اند؛ چرا که وی

مسائل کوچک و بزرگ فقهی را از مکتب سه امام همام علیه السلام آموخته و به دیگران نیز

آموزش داده است. در اینجا، نقل چند مورد از روایتهای فقهی او مناسب می نماید.


نماز در حرمین


علی بن مهزیار از حضرت جواد علیه السلام درباره نماز در حرمین سؤال کرد و به آن حضرت نوشت:

«روایات از پدران بزرگوار شما درباره کامل یا شکسته خواندن نماز در حرمین شریفین مختلف

است. برخی حکایت از آن دارد که نماز را در آن مکانهای مقدس باید کامل خواند؛ گرچه یک نماز

بخوانی و در برخی دیگر دستور قصر خواندن آمده است؛ مگر اینکه ده روز قصد اقامت کنی!


من تا کنون نمازهایم را در آنجا کامل می خواندم تا اینکه امسال در ایام حج، فقهای اصحاب ما به

من گفتند که اگر قصد ده روز ندارم، باید نمازم را شکسته بخوانم و من هم به آن عمل کردم؛ اما

چون نظر شریف شما را در این باره نمی دانستم، این عمل برایم دلچسب نبود. تقاضا دارم مرا

راهنمایی بفرمایید.»


امام در پاسخ نوشت: «خدا تو را رحمت کند. تو می دانی نماز در آن دو حرم در مقایسه با سایر

جاها چقدر فضیلت دارد. من دوست دارم هرگاه به آن دو حرم داخل شدی، نمازت را شکسته

نخوانی و در آنجا بیش تر و کامل تر بخوانی!»


بعد از دو سال وقتی به حضور امام رسیدم، عرضه داشتم: «من قبلاً از شما طی نامه ای مسئله

ای را پرسیده بودم و شما هم این گونه پاسخ داده بودید.» فرمود: «آری، درست است. حکم،

همان است که برایت نوشته بودم.» من به طور حضوری از امام سؤال کردم: «مقصود شما از

حرمین کجاست؟» آن حضرت فرمود: «حرم مکه و مدینه.»


از موارد خمس


حضرت جواد علیه السلام در نامه ای که به علی بن مهزیار، یار نزدیک خود نگاشته است، ضمن

برشمردن موارد خمس می فرماید: «وَما صَارَ اِلی مَوالِیَّ مِنْ اَمْوالِ الْخُرَّمِیَّةِ الْفَسَقَةِ؛ [یکی دیگر از

جاهایی که باید خمس آن پرداخته شود] اموالی است که از دست پیروان بابک خرمدین به دست

می آید که افرادی فاسق و تبهکار هستند.»


امام محمدتقی علیه السلام در ادامه نامه خود می نگارد: «من می دانم که اموال زیادی از این

طریق و راههای دیگر به دست دوستان ما به عنوان غنیمت می رسد. آنان باید این غنایم را از

طریق وکلا به ما برسانند.»


آیات الاحکام


حضرت جواد علیه السلام ضمن نامه ای دیگر به علی بن مهزیار، برخی نکات و ناگفته های مسائل

خمس و زکات را تشریح و وظایف شیعیان را معین شخصیت نگاران، علی بن مهزیار را یکی از

استوانه های فقه شیعه قلمداد کرده اند؛ چرا که وی مسائل کوچک و بزرگ فقهی را از مکتب

سه امام همام علیه السلام آموخته و به دیگران نیز آموزش داده است


می کند. آن حضرت می فرماید: «ای علی بن مهزیار! برخی دوستان ما که توفیق و رستگاری آنان

را از خدا می خواهم در باره پرداخت وجوه واجبشان کوتاهی می کنند. من این را می دانم و

دوست دارم امسال درباره خمس، اموال آنان را پاکیزه و حلال کنم؛ چرا که خداوند متعال می

فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَ لِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِم بِهَا وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَوتَکَ سَکَنٌ لَّهُمْ وَ اللَّهُ

سَمِیعٌ عَلِیمٌ * أَلَمْ یَعْلَمُوآا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِی وَ یأْخُذُ الصَّدَقَتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ

الرَّحِیمُ * وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُو وَ الْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَی عَلِمِ الْغَیْبِ وَ

الشَّهَدَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ »؛ «از اموال آنان، صدقه ای [به عنوان زکات] اخذ کن و به این

وسیله، آنان را پاک کن و به آنان دعا کن که دعای تو مایه آرامش آنهاست و خداوند شنوای

داناست. آیا نمی دانند که فقط خدا توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد و خداوند،

توبه پذیر و مهربان است. بگو: عمل کنید. خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می بینند

و به زودی به سوی دانای نهان و آشکار باز گردانده می شوید و شما را به آنچه عمل می کردید،

خبر می دهد.»


سپس امام در ادامه نامه اش به علی بن مهزیار می فرماید: «من این خمس را همه ساله بر آنان

واجب نمی کنم و فقط زکات را که خداوند مقرر کرده است، بر آنان لازم می دانم. امسال، فقط

خمس را در باره طلا و نقره که سال بر آنان گذشته باشد، واجب می کنم؛ اما در باره کالاها و

لوازم مورد نیاز زندگی، ظروف، چهارپایان، خدمتکاران، سود معاملات و یا املاک، خمس مقرر نمی

دارم به غیر از درآمدهایی که بعدا توضیح خواهم داد اینها به سبب سهولت و راحتی و سبک

گرفتن برای دوستان و شیعیانمان است و نوعی احسان محسوب می شود؛ زیرا حکمرانان

ستمگر با خدعه و فریب، اموال آنان را تصرف می کنند و یا به دلیل گرفتاریهایی که در زندگی پیش

می آید، ما هم تسهیلاتی برای دوستانمان قائل می شویم؛ اما در غنایم و درآمدهای شغلی به

سودهایی که به دستشان می رسد، پرداخت خمس در سر سال واجب است؛ همچنان که

خداوند متعال در این باره می فرماید: «وَاعْلَمُوآا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ

وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیَتَمَی وَالْمَسَکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن کُنتُمْ ءَامَنتُم بِاللَّهِ وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَی عَبْدِنَا یَوْمَ

الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ »؛ «بدانید هرگونه غنیمتی که به دست

آوردید خمس آن برای خدا و پیامبر و برای نزدیکان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه است،

اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (روز جنگ بدر) نازل

کردیم، ایمان آوردید، و خداوند بر هر چیزی تواناست.»


ویژگیهای علی بن مهزیار


الف. اخلاق فردی


او دارای خصوصیات اخلاقی پسندیده و کمالات معنوی برجسته ای بود. عادت آن شخصیت وارسته

در عبادت، چنان بود که چون آفتاب طلوع می کرد سر به سجده می گذاشت و سر بلند نمی کرد

تا از برای هزار نفر از برادران مؤمن خود دعا کند به آنچه برای خود دعا می کرد و پیشانی اش از

کثرت سجده، مثل زانوی شتر پینه بسته بود. وی در تعظیم، علاقه مندی و خدمت به اهل بیت

علیهم السلام کم نظیر بود.


حضرت جواد علیه السلام در تجلیل از علی بن مهزیار اهوازی و تشریح ویژگیهای زیبایش، خطاب به

او می فرماید: «ای علی بن مهزیار! خداوند به تو جزای نیک عنایت کند و تو را در بهشت خویش

مسکن دهد، از خواری و ذلت دنیا و آخرت رهانیده، با ما خانواده محشور کند. من تو را در خیر

خواهی، فرمانبری، خدمت رسانی، وقار، ادب، انجام تکلیف و به جای آوردن وظایف خویش،

آزمودم. اگر بگویم که مثل تو را ندیده ام، امیدوارم سخن راستی گفته باشم. خداوند، پاداش تو را

سکونت در باغهای فردوس برین قرار دهد. عظمت خدمات تو در گرما و سرما و شب و روز بر من

پوشیده نیست. از خداوند مسئلت می کنم که تو را در روز قیامت در پرتو محبت و رحمتش قرار

دهد؛ همانا که او شنونده دعاهاست.»


ب. اخلاق اجتماعی


واسطه فیض


علی بن مهزیار می گوید: محمّد بن حمزه غنوی به من نامه نوشت و از من درخواست کرد تا از

امام جواد علیه السلام دعایی بخواهم که گرفتاری اش برطرف و از زندان آزاد شود. امام محمّد

تقی علیه السلام نیز در پاسخ نامه من فرمود: «به محمّد بن حمزه بگو که این دعا را همیشه

بگوید و آن را مرتب بخواند: «یا مَنْ یَکْفِی مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ وَلا یَکْفِی مِنْهُ شَیْ ءٌ اکْفِنِی ما اَهَمَّنِی

مِمّا اَنَا فِیهِ؛ ای کسی که از هر چیزی کفایت و بی نیاز می کند و هیچ چیز از او بی نیاز نیست،

در امر مهمّی که من در آن هستم مرا کفایت و بی نیاز گردان!» امام بعد از آن فرمود: «امیدوارم به

سبب این دعا، گرفتاری او برطرف شود؛ ان شاء اللّه تعالی.» من این دعا را به او رساندم و او در

مدت کوتاهی از زندان آزاد شد.


نجات از زلزله


علی بن مهزیار اهوازی به امام نامه نوشت و در آن، دعای حضرت را برای رفع زلزله از شهرستان

اهواز خواستار شد. وی در آن نامه از حضرت پرسید: «آیا با این همه زلزله و آثار زیانبار آن، که در

اهواز رخ می دهد، به نظر شما ما از اینجا به جای دیگری کوچ کنیم تا از آثار ویرانگر آن در امان

بمانیم؟!»


امام در پاسخ نامه، او و همشهریانش را از مهاجرت باز داشت و فرمود: «شما روزهای چهارشنبه،

پنج شنبه و جمعه را روزه بگیرید و غسل کنید؛ آن گاه لباسهایتان را از آلودگیها پاک کنید و روز به

بیرون شهر بروید و به درگاه الهی دعا و انابه کنید که این بلا از شما رفع خواهد شد.» ابن مهزیار

می گوید: «ما به دستور امام جواد علیه السلام عمل کردیم و بلای زلزله برطرف شد.»


رساندن نامه


ابی عمرو حدّاء از یاران امام هادی علیه السلام می گوید: روزی نامه ای نوشتم و از طریق علی

بن مهزیار به امام هادی رساندم. در آن نامه عرضه داشتم: «فدایت شوم! من زمانی از پدر

بزرگوارت سؤالاتی کردم و رهنمود خواستم و در باره سختی و فشار زندگی به آن گرامی شکایت

کردم. بر اثر رهنمودهای آن حضرت به آنچه که می خواستم دست یافتم. ای آقای من! دوست

دارم شما هم مرا راهنمایی کنید. آیا فقط به مداومت سوره قدر در نمازهای واجب و غیر آن

بپردازم و یا در کنار سوره قدر، سوره های دیگر را نیز تلاوت کنم؟! یا این عمل آدابی دارد که باید

آنها را رعایت کنم؟ چه دستوری می فرمایید؟» امام پاسخ داد: «هرگز تلاوت قرآن را رها مکن؛ کم

یا زیاد و قرائت سوره قدر در یک شبانه روز 100 مرتبه کافی است.»


روایتهای راهگشا


در اینجا به نمونه هایی از روایات علی بن مهزیار در موضوعات مختلف می پردازیم:


1. امامت


علی بن مهزیار روایت می کند که به حضرت هادی علیه السلام عرض کردم: «اِنْ کانَ کَوْنٌ وَاَعُوذُ

بِاللّهِ فَاِلی مَنْ قالَ: عَهْدِی اِلَی الاَْکْبَرِ مِنْ وُلْدِی یَعْنِی الْحَسَنْ علیه السلام ؛ اگر خدای نکرده،

پناه به خدا پیش آمدی شد (و شما از دنیا رفتید) به که پناه بریم (و امام ما کیست؟) فرمود: عهد

من به سوی بزرگ ترین فرزند من، یعنی حسن علیه السلام است.»


حضرت جواد علیه السلام : من تو را در خیر خواهی، فرمانبری، خدمت رسانی، وقار، ادب، انجام

تکلیف و به جای آوردن وظایف خویش، آزمودم. اگر بگویم که مثل تو را ندیده ام، امیدوارم سخن

راستی گفته باشم.


2. دقت در اجرای وصیت


علی بن مهزیار می گوید: «امام جواد علیه السلام در نامه ای به جعفر و موسی به آنان یادآور شد

که من به شما گفته ام گواهیهای چنین و چنان اخذ کنید؛ زیرا این عمل، نجات شما را در آخرت در

پی دارد، وصیتهای پدر و مادرتان را تضمین می کند و نوعی نیکی از شما به آنان است.


از اینکه در وصیت آنان تغییر دهید، به شدت بپرهیزید؛ زیرا دست آنان از دنیا کوتاه شده است.

خداوند از هر دو راضی باشد. امروز اجرای وصیتهای آنان بر عهده شماست. خداوند تبارک و تعالی

در این باره می فرماید: «فَمَنم بَدَّلَهُو بَعْدَ مَا سَمِعَهُو فَإِنَّمَآ إِثْمُهُو عَلَی الَّذِینَ یُبَدِّلُونَهُوآ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ

عَلِیمٌ »؛ «کسانی که پس از شنیدن وصیّت، آن را تغییر دهند، گناه آن تنها بر کسانی است که

وصیت را تغییر می دهند. به یقین که خداوند شنوا و داناست.»


3. سوگندهای قرآن


علی بن مهزیار درباره سوگندهای قرآن از محضر امام جواد علیه السلام نکته ای را نقل کرده است

که قابل دقت است. روزی از پیشوای نهم پرسید:«سوگندهای قرآن [به اشیاء و امور مختلف]

همانند «وَاللَّیْلِ اِذا یَغْشی * وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّی * وَالنَّجْمِ اِذا هَوی» و نظایر اینها برای چه در قرآن

مورد قسم قرار گرفته است؟» امام فرمود: «خدای تعالی [برای بیداری انسان و تحریک اندیشه

وعقل وی] می تواند به هر یک از مخلوقات که بخواهد سوگند یاد کند؛ ولی مردم جز به ذات او به

چیز دیگری نباید سوگند یاد کنند.»


مرجع/ پایگاه اطلاع رسانی حوزه


کمک مالی مردمی به سایت جامع سربازان اسلام
کمک مالی مردمی به سایت جامع سربازان اسلام