آموزه،آموزه های امام،آموزه های امام هادی،درس های آموزنده،درس آموزنده از امام،درس های آموزنده از امام هادی،5 درس،5 درس آموزنده،پنج درس آموزنده از امام هادی(ع)،امام هادی و آموزش،آموزش اسلام

پنج درس آموزنده از امام هادی(ع)

اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

پنج درس آموزنده از امام هادی(ع)


یکى از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه علیه به نام اسحاق بن ابراهیم حکایت

کند: روزى به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب شدم ، شخصى را دیدم که در مجلس حضرت

اظهار داشت : مدّتى است که مبتلا به سردرد شدیدى گشته ام . امام علیه السلام فرمود:

ظرفى را با مقدارى آب بردار و این آیه شریفه قرآن را بر آن بخوان :

پایگاه خبری تحلیلی بیداری اسلامی : پنج درس ارزشمند و آموزنده

پنج درس ارزشمند و آموزنده


۱ یکى از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه علیه به نام اسحاق بن ابراهیم حکایت

کند:

روزى به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب شدم ، شخصى را دیدم که در مجلس حضرت اظهار

داشت : مدّتى است که مبتلا به سردرد شدیدى گشته ام .

امام علیه السلام فرمود: ظرفى را با مقدارى آب بردار و این آیه شریفه قرآن را بر آن بخوان :

أ وَلَمْ یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا انَّ السَّمواتِ وَ الاْ رْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتّقْنا هُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیٍ حَیُّ أ

فَلا یُؤْمِنُونَ.(۵۵)

و سپس آن را بیاشام ، که انشاءاللّه سردرد برطرف خواهد شد.(۵۶)

حضور داشتند، چنین فرمود: اسم اعظم خداوند متعال ، داراى هفتاد و سه حرف مى باشد که

آصف بن برخیا - وصىّ حضرت سلیمان علیه السلام - یک حرف از مجموع آن ها را مى دانست و

زمین برایش کوچک شد، به طورى که توانست در کمتر از یک لحظه عرش بلقیس را نزد حضرت

سلیمان علیه السلام آورد.

ولیکن نزد ما اهل بیت رسالت هفتاد و دو حرف موجود است و یک حرف آن نزد خداوند متعال

محفوظ مى باشد.(۵۷)

۳ هنگامى که خداوند متعال نوزادى به حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام عطا نمود، عدّه

اى از اصحاب ، خدمت حضرت آمدند تا تهنیت و تبریک گویند.

وقتى بر حضرت وارد شدند، او را شادمان و مسرور نیافتند؛ علّت را جویا شدند؟

امام علیه السلام فرمود: به نوزاد امیدى ندارم ، چون که او عدّه بسیارى را گمراه مى گرداند.

پس پیش گوئى حضرت و علّت ناراحتى آن بزرگوار تحقّق یافت و این نوزاد همان جعفر کذّاب شد.

(۵۸)

۴ ابوهاشم جعفرى حکایت کند:

روزى در محضر شریف امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم ، کودکى وارد شد و شاخه گلى را

تقدیم آن حضرت کرد.

امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئید و بر چشم خود نهاد و بوسید؛ و سپس آن را به

من اهداء نمود و اظهار داشت :

هر که شاخه گلى را ببوید و بر چشم خویش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمّد و آلش

فرستد، خداوند متعال حسنات بى شمارى را در نامه اعمالش ثبت مى نماید؛ و نیز بسیارى از

خطاها و لغزش هایش را مورد عفو قرار مى دهد.(۵۹)

۵ یکى از اهالى کوفه در شهر سامراء خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى علیه السلام

شرفیاب شد و اظهار داشت :

یاابن رسول اللّه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مى باشم ، و داراى قرض

سنگینى هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام .

امام هادى علیه السلام فرمود: همین جا بِایست تا چاره اى بیندیشم .

پس از گذشت لحظاتى ، مقدار سى هزار دینار از طرف متوکّل - خلیفه عبّاسى - براى حضرت

آوردند.

حضرت سلام اللّه علیه آن پول ها را از ماءمور متوکّل گرفت و بى درنگ و بدون آن که محاسبه

نماید، تمامى آن سى هزار دینار را تحویل آن شخص کوفى داد.

پس آن مرد کوفى مقدار ده هزار دینار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: یاابن رسول اللّه ! من بیش

از ده هزار دینار نیاز ندارم ، چون به همان مقدار بدهکار هستم و براى من همین مقدار کافى

است .

ولى امام علیه السلام از پس گرفتن آن بیست هزار دینار خوددارى و امتناع نمود.

لذا آن مرد کوفى تمامى آن هدیه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مى داند که چه کسانى را امام و

حجّت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر کوفه شد.(۶۰)

_______________________________________________

۵۵- سوره انبیاء: آیه ۳۰.

۵۶- بحارالا نوار: ج ۹۲، ص ۵۱، ح ۷.

۵۷- بحارالا نوار: ج ۲۷، ص ۲۶، ح ۳.

۵۸- عیون المعجزات : ص ۱۳۵.

۵۹- کافى : ج ۶، ص ۵۲۵، ح ۵، حلیه الا برار: ج ۵، ص ۳۷، ح ۳.

۶۰- ینابیع المودّه : ج ۳، ص ۱۲۸.

کمک مالی مردمی به سایت جامع سربازان اسلام
کمک مالی مردمی به سایت جامع سربازان اسلام